السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
209
تفسير الميزان ( فارسي )
براى خود از آن بلاى الهى پناه و نگهبانى نيابيد ( 68 ) . آيا از اين ايمنيد كه بار ديگر خدا شما را به دريا برگرداند و تندبادى بفرستد تا همه به كيفر كفر به دريا غرق شويد آن گاه كسى را از قهر ما دادخواه و فريادرس نيابيد ( 69 ) . و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم ، و آنان را بر مركبهاى آبى و صحرايى سوار كرديم و از هر غذاى لذيذ و پاكيزه روزيشان كرديم و بر بسيارى از مخلوقات خود برتريشان داديم ، آن هم چه برترى ؟ ( 70 ) . اى رسول به ياد آور روزى را كه هر قومى را با كتاب و امامتشان دعوت كنيم هر كس نامه دعوتش را به دست راستش دهند آنان نامه خود قرائت كنند و كمترين ستمى به ايشان نخواهد رسيد ( 71 ) . هر كسى در اين جهان يعنى دنيا نابينا و كوردل باشد در آخرت نيز نابينا و گمراه تر خواهد بود ( 72 ) . بيان آيات اين آيات در مقام تكميل نمودن آيات قبلى است ، و مساله « استجابت دعا » و « كشف ضر » را كه آيات قبل ، از بتها و خدايان مشركين نفى مىكرد در باره خداى سبحان اثبات مىنمايد ، زيرا آن آيات قبل از اينجا شروع شد كه مىفرمود : « قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِه . . . » و اين آيات از اينجا شروع مىشود كه * ( « رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ . . . » ) * . و اگر گفتيم اين آيات به منزله مكمل است براى اين بود كه هر چند طائفه اول و اين طائفه ، خود يك حجت تامه و مستقل در مدلول هستند يكى الوهيت خدايان مشركين را باطل مىكند و اين ديگرى الوهيت خداى سبحان را اثبات مىنمايد ، و هر يك در جاى خود حجتى مستقلند ، براى اين بود كه آن آيات با كلمه « قل - بگو » شروع مىشد ، و در اين آيات چنين كلمه اى به كار نرفته ، و اگر اين آيات دليل دوم و جداگانه اى بود جا داشت در ابتداى آنها نيز بفرمايد « و قل » پس معلوم مىشود كه آنها و اينها مجموعا احتجاج واحدى هستند كه رسول خدا ( ص ) مامور شده آن را در برابر مشركين القاء نموده و ايشان را ملزم به توحيد بسازد . سياق سابق بر اين دو طائفه آيات هم كه با جمله « قُلْ لَوْ كانَ مَعَه آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ . . . » آغاز مىشد مؤيد اين معنا است ، مخصوصا با در نظر گرفتن اينكه دنبالش داشت « وَقالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً تا آنجا كه فرمود : قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً » . و همچنين اينكه احتجاج مزبور با آيه * ( « يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ . . . » ) * ختم شده ، و با